![]() |
![]() |
|
|
+ نوشته شده در
بیست و پنجم شهریور 1388 |
|
|
سلام به همه
بعد از ماهها امروز اومدم سراغ وبلاگم اومدم سراغ آسمان ابری آسمان ابری دلم هنوز که هنوز ابریه یه وبلاگ جدید دارم راه میندازم امیدوارم قشنگ باشه
|
|
+ نوشته شده در
نهم شهریور 1388 |
|
|
کاش بهم نگفته بودی دوست دارم کاش بهم نمی گفتی عاشقتم کاش نمی گفتم .............. من فقط تو رو دارم کاش یک لحظه می تونستی خودتو جای من بذاری ای خدا کاش ..... یه بغض سنگین تو گلومه واسه یه مرد سخته که گریه کنه مگه نه ؟ نمی دونم واسه کی واسه چی دارم می نویسم نمی دونم چرا من باید تو این روزا باشم گل من آره گل من چون تا آخرین وقتی که نفس می کشم گل من تویی هنوزم دوست دارم ولی نمی خوام باهات باشم دلمو شکوندی قلبمو تیکه تیکه کردی هیچ کس غیر از تو نمی تونست منو داغدار کنه گل من برو ، برو دنبال زندگیت همه چیزو فراموش کن شبایی که با هم حرف زدیم تا اذون صبح و گفتن روزایی که پیش هم بودیم و لحظه ی رفتنت اخمای من می رفت تو هم التماسای من ، خواهشهای من نمی دونم من حرفامو به کی بزنم وقتی دلم تنگ میشه چیکار کنم حالا که تازه داشتم بهت نزدیک می شدم شعر رفتن سر دادی بی وفای من این رسمش نبود گل من این رسمش نبود منو با یه عالمه خاطره تنها بذاری و بری منو با یه کوه غم همخونه کنی یاد دستات می افتم که وقتی تو دستام می گرفتم انگار دنیا تو دستام من می رم ولی یادم از خاطرت نمی ره دیگه دل هیچ کسو نشکون دیگه کسی و عاشق خودت نکن همه ی دخترا بی وفان هیچی برات کم نذاشتم وجودم مال تو بود قسمت من از زندگی این نبود سهم من از عشق جدایی نبود می رم ولی ........ سمیرا من هیچی نمی گم اما شش سال از عمرتو به من بدهکاری اونم بهت می بخشم اما دلم شکستم دیگه خوب می شه اگه اینا خوندی گریه نکن اگه هنوز اشکی از چشمات ببار من می رم ولی باز تو بدون همیشه یاد تو از خاطرمن فراموش نمی شه گل من خوب می دونی بی تو تک و تنهاعزیزم اگه تو نباشی می میرم این تنها پستی که من کلمه ی عشق رو با سیاه می نویسم چون قلبم سرخ من حالا دیگه سیاه سیاه
|
|
+ نوشته شده در
چهاردهم آذر 1387 |
|
|
بسم دیگه نمی خوام بیش از این تنها بشینم
شبا از غم جدایی با چشای خیس بخوابم
بسم آخه یه عمری صبر و انتظار باهام بود
دلخوشیم یه عکس و نامه، عشق من فقط نگات بود
بسم میخوام بشینم، ببینم تورو کنارم
تو روزای زرد پاییز، با تو بارونو ببینم
بسم دیگه نمی خوام نامه هاتو من بخونم
از تو قاب عکس رویام چشمای تورو ببینم
بسم شاید که این بار از غم دوریت بمیرم
گفتی از مردن نخونم ولی من بی تو می میرم
|
|
+ نوشته شده در
دهم تیر 1387 |
|
|
هر کسی یه چیزی می گه اما من نامیدم ...
یکی میگه هنوز بچه ای یکی میگه تو جو می گیردت یکی میگه تو تظاهر می کنی یکی میگه دیونه ای، برو پیش روانشناس یکی میگه زودت برات این حرفا یکی میگه صبر کن یکی میگه من چیکار می تونم برات بکنم یکی میگه فقط توکل کن به خدا همه چیز درست میشه یکی میگه بی خیال یکی میگه پشیمون می شی یکی میگه اشتباه می کنی ولی ولی یکی پیدا نمیشه بگه آره آره حق با تو آره بزرگ شدی، از روی احساس حرف نمی زنی، دیونه نیستی، حرفات درسته، صبر دیگه بسه، نه اشتباه می کنی نه پشیمون نمی شی واسه دلخوشی من هم یکی این حرفارو نزد یکی نگفت بذار بگم شاید کمی آروم بشه یکی نگفت شاید راست می گه شاید حالا دیگه وقتش با کسی باشه که دوسش داره شاید نیاز داره دست یکی رو بگیره و باهاش حرف بزنه یکی باشه که دوسش داشته باشه نه هیچ کس این حرفارو بهم نزد هیچ کس دلش نخواست حرف منو بفهمه بسه دیگه دیگه نمی خوام فکر کنن من نمی تونم، نمی خوام همه واسم بشن مهربون و قصه خودشونو بگن و مثه پیرمردا نصیحتم کنن حالم دیگه از این حرفا بهم می خوره دیگه نمی خوام به هر نحوی توهینم کنن با حرفاشون تحقیرم کنن دیگه خوشم نمیاد هر دفعه که دلم میگیره برم تو لاک خودم دلم میخواد وقتی دلم گرفت تو چشمای کسی که اگه کاری هم نمی تونه برام بکنه ولی از روی عشق به حرفام گوش میده نگاه کنم و باهاش حرف بزنم و هیچ کس نمی خواد نا امید باشه اما من نا امیدم نا امید نا امید نا امید
|
|
+ نوشته شده در
دهم تیر 1387 |
|
|
نمی شه برات نگم که دل ز دوری تنگ شده غم شده همدم اون، فاصلمون زیاد شده نمی شه برات نگم که شب برام بی ماه شده ستاره های آسمون، بدون تو بی نور شده نمی شه برات نگم از غم و آه تو دلم آخه نازنین من بی تو روزام سیاه شده نمی شه نگم که هربار عکستو من می بینم گونه های صورتم از غم دوری تر شده نمی شه نه نمی شه، دیگه صدام در نمیاد آخه هر چیم بگم، این دلم آروم نمی شه
|
|
+ نوشته شده در
سی و یکم خرداد 1387 |
|
|
دل من زاری نکن، گریه نکن
از دوری محبوب خود، این همه بی تابی نکن دل من غصه نخور، ناله نکن فاصله بین عشقتو، این همه طولانی نکن دل من دووم بیار، حوصله کن جدایی به سر میاد، میشینی آخر پیشن اون دل من یه روز میاد، درد دلت تموم میشه دیگه راحت میزاری دستاتو تو دستای اون
|
|
+ نوشته شده در
سی و یکم خرداد 1387 |
|
|
یه صدای آشنا، یه غریبه با نگاه
ای خدا می شناسمش، کیه اون با این چشا
یه کمی چشای اون، برا قلبم آشناست
جای پاش رو دلم، آره اون یه بی وفاست
دوباره پیدات شده، چی می خوای باز از جونم
باز می خوای یه بار دیگه تک و تنها بمونم
اون همه اشکای من بعد رفتن بس نبود
چشمام تازه خشک شدن دل تو آروم نشد
بی وفا تو رو خدا، دوباره گولم نزن
تازه من آروم شدم، با غمت دارم نزن
تو که عاشق نبودی، اون دفعه زود جا زدی
تا که دل بستم بهت، یهویی جدا شدی
پس برو دیگه نگو، اسممو به لب نیار نمی خوامت بی وفا، دیگه پیش من نیا
بسه دیگه دروغ نگو این جور دیگه گولم نزن
من خام حرفات نمی شم به این در و اون در نزن
ساده بودم که تو بهم اینجوری نارو می زنی
با حقه و رنگ و وارنگ خنجر به پشتم می زنی
تو بی وفا چه جور اومد دلت که غمگینم کنی
با زخمایی که تو همش داری به قلبم می زنی
بسه دیگه فریب نده، با حیله باز گولم نزن
من دیگه طاقت ندارم تیشه به ریشه ام نزن
یه عمری با دوز و کلک، قلبو ربودی از دلم
خوب مزد عشقمو دادی، برو دیگه چونه نزن
عشق از چشای بی وفات رفته دیگه گریه نکن
اشکات خریدار نداره تو با چشات گولم نزن
ساده بودم که دل دادم، تورو تو قلبم جا دادم
حالا برو تو از جلوم حال منو بهم نزن
|
|
+ نوشته شده در
بیست و دوم خرداد 1387 |
|
|
یه نگاه به آسمون کن، یه نظر به چشم خیسم
یه کلام بگو می خوامت ، اینه اون درمونه دردم صدا کن اسممو هر بار، وقتی که منو می بینی پس بزن ابر سیاهو، تا تو قلبمو ببینی دست بذرا بازم تو دستام، دست بکش به روی موهام بزن یه بوسه به لبهام، تا نشینه غم تو حرفام زنده کن عشقو دوباره، با نگاه مهربونت زندگی بده به روزام، به شبای بی ستاره
|
|
+ نوشته شده در
نوزدهم خرداد 1387 |
|
|
دلتنگ خنده هاتمو، در حسرت نگاه تو
در آرزوی دیدن و دنبال ردپای تو محتاج دیدار توام، دیوانه ی صدای تو از هر کسی من میگیرم، نشانی خانه ی تو غمگینمو افسرده حال، از اینکه نیستم پیش تو از غصه و درماندگی خواهم گرفت سراغ تو همدم ندارم بی کسم، دل شده آواره تو بی نورم و در خلوتم، دنبال نور روی تو در هر سرابم دیدمت، مجنون شدم از عشق تو در هر نماز و حاجتم، کردم دعا برای تو فرهاد شیرین گشتمو، تیشه به دست برای تو خواهم کشید بر روی دل، تصویری از چشای تو در هر دقیقه از زمان، گرفته ام احوال تو دل بسته ام به یک کلام، وصال تو وصال تو |
|
+ نوشته شده در
شانزدهم خرداد 1387 |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک بایگانی |
| درباره ما |
سلام دوستای خوب من
از اینکه به آسمان ابری قدم گذاشتید خوشحالیم این وبلاگ با همکاری دو نفر نوشته میشه محبوب من! آسمان ابری دلم را به نور کرمت درخشان کن و ساحل آرزویم را با موجهای امید مروارید افشان... |
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1388 آذر 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 |
|
RSS
|